رازهای یلدا
سلام عليكم.
به حضور دوستان عارضم كه بعضي وقتا اين جووناي ما بيكار ميشن و ميمونن چيكار كنن ، يه عده ميرن سراغ sms بازي ، يه عده ميرن سراغ چت ، يه عده ميرن سراغ بازي هاي اينترنتي مثل رازهاي يلدا ( به كاراي مثبت اشاره نكردم چون كاراي مثبت كه از روي بيكاري نيست...!!!)
بعد ميبيني همه بهش مبتلا ميشن به خودت ميگي سراغ من كه نمياد تا اينكه از طرف دو نفر ( سردار و مجاهد ) دعوت ميشي.
اولش امتناع ميكني تا اينكه يكي ديگه كه اصلاً هيچ ربطي به اين بازي نداره و حتي نميدونه اينترنت چيه و از كجا بهش وصل ميشن بهت زنگ ميزنه با لحن بدي ميگه : اگر 5 تا رازتو نگي يه وبلاگ ميزنم و 5 تا از صورت جلسه هاي اون جلساتي رو كه با هم تو ...!!! داشتيم و در مورد اون بندگان خدايي كه تصميم گرفتي ...!!! رو به همه ميگم ، اونوقت همه ميفهمن چيكاره اي ( برادر چرا تهديد ميكني؟ )
اين ميشه كه ما هم وارد بازي ميشيم ولي بعداً حال اون بنده خدا رو ميگيرم.
البته بگم اين رازها به درد كسائي ميخوره كه با ما خيلي رفاقت دارن ( به تعبيري كاسه و كوزه يكي شدن )
اينم 5 تا راز من:
1- آقا بعضي از اين دوستان ( از بچه محل گرفته تا دوستان دانشگاهي ) و اساتيد وقتي به ما ميرسن نه كه چهرمون غلط اندازه فكر ميكنن تو اين نظام ( مقدسش رو جا انداختم ) دستمون خيلي بنده و به اصطلاحي اون حيوان چهار پامون خيلي ميره ( خب حتماً ميره ديگه ) برا همين شروع ميكنن به سؤال از يك جاهايي كه بيا و ببين مثلاً ميگن:
چرا اسامي مفاسد اقتصادي اعلام نميشه ؟ مگر به شخص خاصي رسيدن ؟ چرا حضرت آقا انقد هاشمي رو تحويل ميگره ( بابا كجا تحويلش ميگره)؟ كي نميذاره دكتر احمدي نژاد ( در ادامه فقط ميگم دكتر) كارش رو درست انجام بده ؟ چرا دكتر اساميشون رو تو مردم اعلام نميكنه ( خب حتماً فعلاً نميشه ديگه ) ؟چرا دكتر با بعضي از وزراش درست و درمون برخورد نميكنه؟ چه بلايي قرار هست سر دانشگاه امام حسين بياد ؟ و......
اولاً يكي نيست به اين دوستان بگه آخه من چرا بايد بدونم؟ دكتر الهام هم نميدونه.
دوماً حالا گيريم بدونم (از كجا بدونم...!!!) برا چي بايد بگم؟
سوماً اين چه ربطي به راز داشت؟ الان ميگم:
منم در جواب براي بعضي از اين دوستان و مخصوصاً اساتيد يه سري اطلاعتو ميگم كه بنظرشون خيلي مهم ميرسه و از شنيدشون خوشحال ميشن اما نكته اينجاست كه ; اين اطلاعات اگر چه از نظر شما بزرگواران مهم هست ولي بدونيد بنا به دلايلي نميشه اطلاعات خيلي مهم رو به دوستان داد و اونايي كه ميشنويد اطلاعات سوخته اي بيش نيست و اگر جايي صحبت شد با تكيه بر اون اطلاعات صحبتي نكنيد كه ممكنه كم بياريد...!!!
2- بعضي از دوستان كه يه شناختي روي بنده پيدا ميكنن يه موقع ميشه كه از ما ميخوان يه جايي براي يه عده اي صحبت كنيم يا مثلاً به طور خصوصي ميان و مشاوره ميگيرن ( يكي نيست بگه تو علم و سواد داري ؟ عقل داري ؟ تو رو چه به مشاوره؟ خودت به مشاوره نياز داري...!!! ) يا وقتي نياز به سخنگو براي يه انجمن يا ... دارن يا بطور مثال براي شركت در منازعات ومجادله ها ( از سياسي تا مذهبي ) ميان دنبال ما، ولي بايد براي اونايي كه از كلام و لحن ما خوششون مياد اعتراف كنم اونايي كه مي شنويد نه از سر علم و عقل كه بر گرفته از فن بيان ( اونم بطور مادرزاد ) هستش .
چون توي مشاوره ها يا سخنراني ها با آگاهي از نوع بينش و تفكر جمعي همون تفكراتشون رو با بيان جديد و پيچيده تحويل خودشون ميدم كه خب خوششون مياد. تومباحثات هم با استفاده از همون فن بيان حرف خودم رو هر جور شده به طرف مقابل القاء ميكنم ( اگر هم احساس كنم حق با طرف مقابل هست به طور كاملاً سياسي تغيير موضع ميدم و حتي خودم رو از پيشروان اون خط فكري نشون ميدم.
3- اصولاً از هيچ كس بدم نمياد مگر چند دسته:
_ اونايي كه بدون اطلاع از موضوعي در مورد اون موضوع اظهار نظر ميكنن و نظرشون رو هم خيلي علمي و دقيق ميدونن.
_ اونايي كه تو دوستيهاشون دنبال اين ميگردن كه يه جوري از روابط دوستيشون جهت پيشرفت كاري ، شغلي و پستي سوء استفاده كنن.
_ اونايي كه ظرفيت مسؤليت ندارن و ميخوان با پستي كه دارن خون خلق الله رو تو شيشه كنن.
_ از اون آدمي هم كه با 73 سال سن هنوز نميخواد دست از سر نظام بر داره و عطش قدرتش تمومي نداره و میخواد قانون اصل بقای مدیران ( در این نظام هیچ مدیری از کارش بر کنار نمی شود بلکه از پستی به پست دیگر انتقال پیدا میکند...!!! ) رو اثبات کنه متنفرم.
4- اگر از همه ي دوستان در مورد شجره نامه و خلق و خوي ما سؤال كنيد قريب به اتفاق ميگن :
اصليتش يزدي و آدم آروم كه بيشتر دعوا و برخوردها رو با تكيه بر اصل گفتمان حل ميكنه.
اذيتي نداره و با كسي كار نداره ( مگر اينكه كلاه سر كسي بذاره )
ولي بايد اعتراف كنم :
من به غير از رگ يزدي يه رگ تركي هم دارم . البته خيلي كم ازش استفاده ميكنم. اونقد كه نشون ميدم آدم آرومي نيستم و به اصل گفتمان در اون حد پايبند نيستم ( البته بيشتر وقتا آروم هستم و با كسي كاري ندارم ولي اگر كسي زيادي چوب لاي چرخم بذاره ...!!! ) چون بعضي وقتا طرف دعوا هيچي نميفهمه و اونوقت من هم ميرم روي مد تركي. توي عمرم سه بار دعوا كردم (البته رو مد تركي ) عين سه تا رو هم پيروز اومدم بيرون . دو بار هم از برادران عرب ( سر مقدساتمون) كتك خوردم كه به وقتش گريه شون رو در خواهيم آورد. ولي تو بيشتر برخوردها سعي ميكنم با استفاده از قدرت قلم طرف رو بكوبم ( چون توي اين انقلاب قدرت آدما به خودكارشونه) مثلاً سه هفته پيش يكي كه قبلاً خيلي سر به سرمون گذاشته بود رو شنيدم داره تو يكي از جاهاي كليدي شهر دستش بند ميشه ، ما هم به رسم خدمت گزاري به مردم با استفاده از يك قلم و كاغذ كاري كرديم اون بنده خدا تو روياهاش هم به اونجا نرسه...!!!
5- آخرين راز كه فكر كنم نسبتاً مهم هم باشه ( چيه ؟ نكنه فكر كردي ميخوام داستان عشقولانه بگم ؟ نه برادر كور خوندي ...!!! صد سال ديگه هم چيزي از من نمي شنوي . خداي نكرده الان 3 سال ميشه كه با بچه هاي اطلاعت در تماسيم ها...!!! ) اينه كه طبق بقاي اصل يك از رازها تمام اين رازها جزء اطلاعات سوخته بود .
هنوز فكري نكردم كه 5 تا وبلاگي كه معرفي ميكنم كيا باشن ، اما در اولين فرصت اساميشون رو ميگم.
التماس دعا.
ياعلي.
عرفه ، فراتر از يك نيايش
يك سال ديگر هم گذشت و خداوند به همگي ما اين توفيق رو داده تا با همه روسياهيمون تو روز عرفه زنده باشيم و فرصتي براي عرفه;
اما اون چيزي كه بايد بيش از هرچيز ديگه مورد توجه قرار بگيره پيدا كردن بصيرت نسبت به عرفه است و توجه به همه ي جنبه هاي دعا و مخصوصاً دعاي عرفه.بايد بدونيم كه اصولاً « دعا» وقتي تحقق پيدا ميكنه كه رابطه ي بين خدا و انسان تبيين بشه و نياز انسان به خدا پذيرفته بشه.
در دعاي عرفه كه امام حسين (ع) با فرزاندشان دستان مباركشون رو همچون نيازمند به سوي آسمان بلند كردند و دعا رو خوندند هم اين امر به خوبي مشاهده ميشه.
توي اين دعا مسائل زيادي توسط حضرت بيان ميشه ، اما سه محور اصلي رو ميتونيم :
1_ انسان شناسي 2_ خدا شناسي 3_ ترسيم رابطه ي مطلوب بين انسان و خدا
بيان كنيم.امام حسين توي اين دعا بگونه اي دو مورد اول رو شرح ميدن كه در صورت پذيرش اون راهي به جز پذيرش رابطه ي ترسيم شده بين انسان و خدا كه متاثر از دو محور اول هست نمي ماند.
يعني در همه ي ادعيه نوع در خواست ما بستگي به نگرش ما نسبت به دو مورد اول داره.
انسان شناسي از ديدگاه امام حسين(ع) در دعاي عرفه:
از ديدگاه حضرت انسان موجودي است كه قبل از خلقتش هيچ چيز قابل ذكري نبوده و خدا اون رو از خاك خلق كرده و در صلب ها قرار داده و الي آخر ... و در ادامه هم خداوند نعمت هاي بيشماري رو به انسان عطا كرده ( كه ما حتي از شمارش اون هم نا توانيم)
اما با اين وجود ما نسبت به خداوند اسائه ي ادب ميكنيم و در مقابل مورد بخشش قرار مي گيريم.
بُعد ديگر انسان از نظر امام حسين (ع) فقر مطلق او در مقابل خداوند است،يعني انسان در حال بي نيازي خود هم فقير است چه برسد به زماني كه فقير باشد.ضمناً در حال دانايي خود ، جاهل است چه برسد زماني كه جاهل باشد.پس از انسان عملي شايسته ي زشتي و پستي اش سر ميزند و از خداوند چيزي كه شايسته ي كرمش باشد.
از سوي ديگر اگر از انسان كار نيكي سر زد به خاطر فضل خداوندي است و در نتيجه منت الهي بر گردن اوست. لذا امام حسين از خدا در خواست ميكنه كه خدا ايشان رو به نفسشون واگذار نكنند ( واي به حال من و تو ...!!!)
هر چه كه انسان در درون خود دارد بر خداوند آشكار است و خدوند از همه ي احوالات ما آگاه است ، پس حقايق مورد ادعاي ما در مقابل خداوند ادعايي بيش نيست :
« من كان حقايقه دعاوي فكيف لا تكون دعاويه ، دعاوي »
از ديدگاه امام حسين از آنجا كه اصل وجود انسان با خواست خداوند صورت گرفته ، انسان به صورت مستقل هيچ چيزي نخواهد بود ( يعني با نقصان ، جهل ، فقر ، ذلت ،پستي و گناه همراه خواهيم بود و فقط در صورت اتصال به ذات اله اين صفات جاي خودشون رو به تكامل ، علم ، بي نيازي ، عزت ، نيكي و نيكو كاري ميدهد)
پذيرش چنين ديدگاهي در مورد انسان عواقب خاصي هم در مورد نحوه ي سلوك فردي و اجتماعي او داره;
از نظر فردي:تلاش انسان در راستاي هر چه محكمتر شدن اين رابطه صورت مي گيره.
از نظر اجتماعي و سياسي:تمام امور دنيوي به خودي خود ارزش پيدا نميكنن بلكه اين امور وسيله اي براي تحكيم اين پيوند قرار مي گيرند.
خداشناسي از ديدگاه حضرت در دعاي عرفه:
از ديدگاه امام حسين(ع) ; ماهيت ، حقيقت و كيفيت خداوند را غير از خودش كسي نمي داند چرا كه همه چيزي از اوست و هستي موجودات نيازمند اوست . بنابراين كسي كه در هستي خود نيازمند خداست چگونه مي تواند بر او استدلال بياورد:
«كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقر اليك »
بايد بدانيم كه چون همه ي موجودات مخلوق خداوند هستند پس هيچ چيز در مقايسه با او ظهور و بروزي مستقل ندارند لذا تمسك به مخلوقات براي شناخت او در واقع انحراف از مسير اصلي براي شناخت خدا محسوب ميشه.چرا كه هيچ چيزي به اندازه ي خداوند ظهور و بروز ندارد و نمي تواند مظهر ظهور او باشد ( جز خودش )
« ايكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتي يكون هو المظهر لك »
به همين خاطر ظهورش ، در همه جا ظاهر است و به دليلي كه به او دلالت كند نياز ندارد :
« متي غبت حتي تحتاج الي دليل يدل عليك »
{البته بسياري از حضرات معتقدند كه خداوند فرمان داده او را بوسيله ي آثارش بشناسيم :
« امرت بالرجوع الي الاثار »
ولي امام حسين چنين اعتقادي نداردو از خدا ميخواهد كه خدا با لباس نور و هدايت و بصيرت ،
از رجوع به آثار او را بي نياز كند تا بدون اعتماد به آنها شناخت خدا برايش بدست آيد.البته حضرت تمسك به آثار رو رد نمي كنند ولي بيان مي كنند كه بهترين راه شناخت خدا رجوع مستقيم بخود اوست چون تمسك به آثار موجب دوري از خود او مي شود:
« ترددي في الآثار موجب بُعد المزار » }
رابطه ي انسان و خدا از ديدگاه حضرت در دعاي عرفه:
ترسيم نوع رابطه ي انسان با خدا ، نتيجه ي شناخت خدا و انسان است، به اين معني كه نحوه ي نگرش به انسان و خدا، چگونگي ارتباط بين آن دو را نيز تعيين مي نمايد.
بينش حاصل از شناختي كه امام حسين از خداوند دارد سبب مي شود تا حضرت بيان دارد خداوند قادر به هر كاري است و نعمت ، احسان ، فضل ، كمال ، رزق ، توفيق ، اعطاء ، اغنا ، ماوي ، كفايت ، هدايت، عصمت ،ستر ، علم ، غفران ، عرت ، نصرت ، شفا ، عافيت و اكرام به دست اوست.
از سوي ديگر كسي كه انجام به دعا مي نمايد به نقصان ، خطا ، جهل ، فقر ، غفلت ، پيمان شكني و گناه خود اعتراف ميكند ( البته اگر انسان در مرحله ي انسان شناسي و خدا شناسي به نتايجي مغاير با نگرش فوق برسد اصل دعا زير سؤال خواهد رفت)
ازديدگاه امام حسين خداوند انسان را در حالي خلق كرده كه بي نياز از او بوده و نيز آشكار و نهان انسان بر خداوند معلوم بوده .خداوند غنا بخشنده از فقر ، كاشف ضُر ،دافع عسر ، اجابت كننده ي مضطر ، شفا دهنده ي مريض ، رحم كننده بر طفل و كمك كننده بزرگان ، پشتيبان همگان ، بالاترين قدرت ، روزي دهنده ،نزديكترين دعا شونده ، سريع ترين اجابت كننده ، كريم ترين بخشنده ، وسيع ترين عطا كننده ، شنونده ترين سؤال شنونده ، دارنده ي توانا ، تواناي غالب ، توبه پذيرنده ، غايت راغبان ، منتهاي آرزوي آرزومندان و عالم به تمتم چيز هاست.
بنابراين رابطه ي آرماني بين انسان و خداوند زماني برقرار مي شود كه به
« وصل » منجر شود.
« منك اطلب الوصل اليك و بك استلال عليك ، فاهدني بنورك اليك و اقمني بصدق العبوديه بين يديك »
از همه ي دوستان در روز عرفه التماس دعا دارم.
یا علی.

