تبليغاتX
ظرف عشق
دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 11:45

 

 سلام علیکم . عارضم به حضور انور دوستان و خوانندگان که این قسمت دوم آقا خون دلی سرش خورده شده . البته بیشتر زحمتها رو دوش محمد رضا بود ( تقصیر خودشه ٬میخواست انقد به کار جوونای مردم کار نداشته باشه که حالا بین بد و بیراه هم بار ما کنن...!!! ) مضافاْ به اینکه باید عرض شود با چندتا از دوستان خودمون هم صحبتهایی کردیم پیرامون این که از این سری داستانها که البته منطبق بر واقعیت هم باشه بدن تا بعداْ ( پویان و محمدرضا و .. میگن چند ماه دیگه که من میگم حالا زوده )اگر شد سری نشست هایی در این خصوص داشته باشیم اونم با حضور ...!!! بیشتر خواستم بگم بچه ها گفتن تا از همه ی برادرا و خواهرایی که در این خصوص میتونن کمکی به ما کنن دعوت کنیم تا همکاریشون رو شروع کنن . از مخالفین هم در خواست می کنیم تا نظراتشون رو بگن . چون ممکنه ما هم جایی اشتباه کنیم و دوستان عقاید ما رو تعدیل کنن...!!!

 

 

                                                      

 

                                 قسمت دوم

 

 

 

 یه روز توی محیط مجازی کلوب بودمwww.cloob.com  و داشتم بحثای کلوب هایی که توی اونها عضو بودم رو نگاه می کردم....

یه بنده خدایی پیام گذاشت بی زحمت توی کلوب متافیزیک عضو بشید..!!!!
ماهم رفتیم و عضو شدیم!!!! مدیر محترمه ی اون کلوب(کلوب متافیزیک) دنبال یه بنده خدایی می گشت که معاونش بشه....!!!!
بعد از مدتها بنده رو انتخاب کرد.....حدودا یک ماه پیش بود!!!

این بنده خدا کلهم دنبال برطرف کردن مشکلات دیگران در بحث خرافات و جایگزینی متافیزیک برای عوام و خواص بود....

 

                                  

 

یه روز رفتم لیست اعضای کلوب متافیزیک رو ببینم دیدم یکی دوتا خانوم عکسای بی حجاب و نا مناسب برا پروفایلشون گذاشتن....با ذکر دلیل و منطق و خیلی محترمانه براشون پیام فرستادم که لطفا عکستون رو به این دلایل برای حضور بیشتر در کلوب عوض کنید ...!!!

بعد به مدیر کلوب گفتم!!!! ایشون برخورد من و نا مناسب دید و گفت ما باید بیایم و فقط همه رو جذب کنیم نباید دافعه داشته باشیم....و به بنده هم فرمودند که طبق نظر خودشون گام بردارم....!!!!

(یاد حدیثی افتادم از یکی از معصومین که فرمودند  :هر کس برای خشنودی مردم از خشنودی خدا بگذره نه تنها از درگاه خدا رانده می شه بلکه نزد مردم هم خار می شه)

 

از طرفی طی یک یا دو بحث خیلی ساده متوجه شدم این بزرگوار خودشون هیچی از تعریف متافیزیک نمی دونند!!! اصرار بی مورد هم داشتن برای برپایی گرد همایی!!!

خلاصه بعد از این برخوردا بنده دیدم نه اینطوری نمی شه!!!! خیلی علامت سوال توی ذهنم بود!!!

خودشون رو مدیر کلوب متافیزیک می دونستند اما همه ی هم و غمشون برپایی جلسه ی عمومی بود!!!!!! جلل الخالق!!!! که ابتدا به بنده می فرمودند دنبال استاد باشم اما بنده هنوز کارشون رو در محدوده ی بلوغ عقلانی نمیدیدم...

بعد هم از معاونت(اهوکی) اون کلوب انصراف دادم و ایشونم جایگزین کردن...

از پروفایلشون فهمیدم که خانومی تقریبا مذهبی اما راحت هستند و البته مجرد و سنن هم سی چهل ساله.....

 

به علت سنشون خب اقایونی که براشون نظر میذاشتند هم سنشون بالا بود....

اقای ایکس:یه خانوم باحال!!!!! ( به قول داونه ..مـــــــــــــــــــــــــــآآاا) خوب و عالی اینو من نمی گم همه ی عالم می گن( مرسی به  همه ی عـــــــــــــــــــــــآلم..)

 

آقای ایگرگ(چهل و چند ساله):یه خانوم گرم و خوب که الکی با کسی هم صحبت نمی شه و خیلی تیز هوشه و موقع حرف و صحبت وپیام هم خیلی شنگول و شوخه!!!(ایول به اقای چهل و چند ساله..)

آقای زد( یه روحانی ):یه خانوم محقق و کوشا.....

و ....

خب ابتدا بگم بنده هیچ امر پنهانی و عرض نکردم و اینها مواردی بود که هر کسی به عینه می بینه نتیجتا تخریب شخصیتی هم در کار نیست....

 

بگذریم...

یه سوال !!!این که می گن باید ارتباط ها ضرورت داشته باشه چیه؟؟؟

اصلا یعنی چی؟؟؟ از کجا بفهمیم ضرورت داره یا نه؟؟

خب خیلی ساده هر وقت خواستیم ببینیم امر ارتباطی ضرورت داشته یا نه می تونیم ابتدا نقیض وجود ارتباط رو در نظر بگیریم یعنی اینکه اگر این ارتباط( که می تونه هر نوع پیامی سخنی حرفی سلام علیکی و ... باشه)  وجود نداشت آیا واقعا مشکلی ایجاد می شد؟؟؟؟پیامد بدی داشت؟؟؟ یا نه!!!
حالا نظرات اون اقایون درست بود ؟اون خانوم باید از این نظرات خوشحال بشن؟؟ برای یک خانوم درسته هر کسی بیاد اینجور براش نظر بذاره؟؟؟ایشونم باید در معرض دید هر فردی قرار بدن؟؟؟

حالا یه سوال دیگه...

منظور از این ضرورت ارتباط چیه؟؟؟

ضرورت حقیقی یا ضرورت کاذب؟؟!!!!

محدوده ی ضرورت چیه و کجاست؟؟؟

 

اصولا ارتباط بین زن و مرد می بایستی در محاط ضرورت صورت بگیره ....

این ضرورت هم شامل ضرورت های اجتماعی ، ضرورت مذهبی و یا ضرورت دفع افسد به فاسد می باشد...

منظور از ضرورت اجتماعی چیه؟؟؟

برای توضیح ابتدا باید متذکربشم که در این مورد می بایستی  هم هدفمون موجه باشه و هم وسیلمون برای نایل شدن به اون هدف.....

به فرض اگر مرد و زنی با هم در محیطی کاری رو انجام می دن ..

اولا باید هدفشون درست و موجه باشه یعنی عقل برای اون دلیل داشته باشه..... حالا چه عقلی؟؟ عقلی که منابعش .." دین خدا-عقل سلیم-علم صحیح-عرفان قابل اعتماد و تجربه " باشه ودر واقع به قولی فونداسیون اون دین خدا باشه....

و در طی  انجام فعالیت هم هر ریز عملشون مبتنی بر ضرورت باشه ...مثلا بهتر بگم...درست حرف بزنن...حجاب کامل داشته باشن.....از بی بند و باری و اختلاط بی دلیل به پرهیزن....از شوخی و خنده با نامحرم به شدت پرهیز کنند و ....

منظور از ضرورت مذهبی چیه؟؟؟

در این نوع هم موجه بودن هدف و وسیله مطرحه ...

همونطوری هم که می دونید ضرورت مذهبی در جایی تجلی پیدا می کنه ...

اولا: یا دین خدا در خطر باشه و مصلحت عمومی بر ارتباط باشه...به عنوان مثال حرکت و خط فکری حضرت زینب (س) به علت ضرورت دین و تفهیم عاقلانش در مجالس بعد از واقعه ی عاشورا...

 

ثانیا: یا اینکه ارتباط موجب تقویت بنای اعتقادی برای طرفین و یا لا اقل یکی از اونها بشه ( توجه شدید بشه که باز هم اینجا اگر مشکل توسط یک هم جنس برطرف بشه مسلمه که رجوع به غیر همجنس حرکتی عقلانی نیست)

 

و در اخر منظور از ضرورت دفع افسد به فاسد چیه؟

 به نظر خود شما دفع افسد به فاسدیعنی چی؟؟؟

می دونم می دونید فقط من باب توضیح بگم....

دفع افسد به فاسد یکی از کارکردای عقله سلیمه.....در این روش هیچوقت دو  عمل  فی نفسه  و ظاهرا تایید نمی  شه.....اما در کل گزینه ی بهتر از افسد ..طبیعتا فاسد خواهد بود...

به فرض یک روز شما(مثلا یک اقا)در کنار جاده ای ایستادید.....ناگهان یک خانومی  رو در حال پرت شدن به داخل دره می بینید.....

به نظرتون چی کار باید بکنید؟؟؟ ایشون کمک می خواد و فقط شما اونجایی.....شاید مجبور بشی دستش رو بگیری تا از مرگ حتی المقدور نجات پیدا کنه....

خب بیایین ببینیم تحلیلش چی می شه...

اولا میدونید لمس دو غیر همجنس نامحرم حرامه.....

ثانیا باز هم می دونیم که حفاظت از جان یک انسان هم دستور اخلاقی هستش که خیلی هم توصیه شده و بی اعتنایی به جان یک انسان عقلا و شرعا اصلا درست نیست....

وظیفمون چیه؟؟؟

مسلما باید ایشون رو نجاات داد (خب واضحه که حتی المقدور هم باید سعی بشه که از تماس اجتناب بشه) اما در شرایطی اینچنین اگه تماس برقرار بشه(امر فاسد) از مردن اون خانوم و بی اعتنایی به جان او(امر افسد) جلوگیری شده.....

 

خب سرتون رو بیشر از این درد نمی ارم .....

انشاالله پست های بعدی باز هم به مثال و بررسی ضرورت های کاذب و غیره می پردازیم....

ضمنا اون دسته از عزیزانی که نظرات بنده رو قبول ندارند بنده تمایل شدید دارم خیلی محترمانه نظرشون رو بدونم و استفاده کنم از دیدگاهشون و طی مقابله ی نظرات حقیقت معلوم بشه انشاالله...

از بذل توجهتون خیلی متشکرم.....

 

و در آخر این پست ...!!!عزیزان حواسمون باشه این معضل داره خیلی ساده مثل یه سرطان  بین ما جوونا و اقشار دیگه رخنه می کنه .....بدون اینکه خیلی هامون بفهمیم......به قول معروف قبح قضیه دیگه داره شکسته می شه......بیایید از همین الان نذاریم .....

 

و خدایی که در این نزدیکیست و منی که از او بسیار دورم....دور دور دور....

 

 

{سلامتی امام زمان (عج) صلوات }

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط مهدی | لینک ثابت | موضوع: